صدای گریه ای در ماشین پیچید...
دخترک خود را با سرگرمیهای داخل ماشین مشغول می کرد.وقتی دختر جوانی شده بود متوجه شیشه های دودی بسته ماشین شد.تا خود را درگیر این مسئله میکرد،زیباییهای فریب دهنده داخل ماشین افکارش را می ربودند.دیگر از زیباییهای داخل ماشین دلزده شده بود.تصمیم گرفت شیشه ماشین را باز کند که متوجه پسر جوان بغل دستش شد.ازدواجشان را جشن گرفتند.صدای گریه ای پیچید.دخترشان مشغول بازی با سرگرمیهای داخل ماشین شده بود.پیرزن باز هم تصمیم جوانی اش را گرفت اما قاطعانه تر.شیشه دودی ماشین را باز کرد.چیزی نمی دید.خود را از شیشه به بیرون پرت کرد.متوجه شد ماشین مدت های زیادی است که در حال سقوط است!
نمی توانست در ماشینش را باز کند. روز ازدواجش بود و همین چند دقیقه پیش عروسش را در ماشینش نشانده بود و رفته بود چمدان هایش را بیاورد. ولی وقتی برگشت کلیدهای ماشینش را پیدا نمیکرد.
زن با نگرانی به او نگاه کرد، ولی او با اشاره به او گفت نگران نباشد و به داخل خانه برگشت تا آنجا دنبالشان بگردد.
وقتی برگشت تا به او بگوید پیدایشان نکرده است،بچه ی اولشان به دنیا آمده بود.زنش از دیدن او خیلی خوشحال شد ولی نگاه خوشحالش وقتی مرد با اشاره به او گفت ...
ادامه مطلب...
میان روشن و تاریک هستی
در سکوت محض بی پایان مرگ
مدفون میکنم خود را
پیش هنگام تر از موعود آن معبود
تا باز پس دهم او را
این چرکین مشت خاک بی مقدار را
تا بگرداند
تا به حکم ذات بی همتای خود
بفرساید، بچرخاند ، بیاراید
بزایاند ، آن که از من در رهش پویا ترست
و من
با رندی در نهایت ناگزیر
می ستانم بینهایت را
در قبال مشتی خاک
تا باورش سازم
آنچه می دانستمش پیش
که روحم در جهان جاریست
ای سالکان تشنه جان
نیست حقیقت در "من" به "ما"
در "رساندن" به کمال
...
درک از کل بودن است
نسبت به گل نیلوفر بسیار زیاد عمر کردم و در مقایسه با درخت بو (BO) بسیار کم . اگر همظاهران خود را نیز در نظر گیرم ، خورشید های بسیار کمتری نسبت به یک فرد میان سالشان دیده ام ... این یکی که در آن بالای بدون ابر نیلی گون ملتهب است و پیوسته با گرمایش آبها را به سوی خود می خواند – تا سبک شوند و آزاد – گویی مرا نیز مورد خطاب قرار داده و تلاش میکند تا من نیز در توطئه ای خود خواسته تک تک سلول های مرده ای که به خاطرشان تا کنون زنده بوده ام را سوزانده ، به سوی او بالا روم ، سبک شوم و افزایش حجم دهم . سپس ببارم و به اعماق تاریک زمین مادر روان شوم .ممکن است کمی بیاسایم ، شاید هم ترانه ی باد بهاری مرا بیدار سازد و مجبورم کند تا سر از خاک بیرون آورده ، از ساقه ی گل آفتاب گردان بالا روم و بر روی زیبا ترین گلبرگ آن جا خشک کنم تا باد گهواره ی زرد رنگم را تاب دهد و شادی ! به من بخشد ... هنگامی که گهواره پوسید و شادی بودن با آن را نیز از دست دادم ، غم را تا رسیدن بهاری دیگر در زیر خاک پنهان می سازم تا فراموش شود ... چه رویای زیبا ، اما مضحکی ! ...
ادامه مطلب...
" امسال برای راحتی هموطنان عزیز برای مسافرت های نوروزی 7000 دستگاه اتوبوس مسافربری وارد ناوگان حمل و نقل کشور شده است...."
- الو! سلام مامان، کِی حرکت میکنی؟ بلیط اتوبوسِت ساعت چنده؟ صدای تلویزیونو یه ذره کم میکنی؟
- سلام دخترم ، ان شاالله ساعت 2 ، نگران ...
ادامه مطلب...

در اسفند سال 46 دانشجویان تاریخ به عنوان سفر علمی به عراق رفتند و من نیز ابتدا عازم بودم اما در آخرین لحظات ناگهان قسمت نشد. چون نوروز را در سفر بودند و آنجا جشن می گرفتند این نوشته را به در خواست همکارات گرامی بر سر راه نوشتم تا در آن اجتماع بخوانند. و اینک به یاد آن حادثه سخن تازه از نوروز گفتن دشوار است.
نوروز یک جشن ملی است، جشن ملی را همه می شناسند که چیست نوروز هر ساله برپا می شود و هر ساله از آن سخن می رود. بسیار گفته اند و بسیار شنیده اید پس به تکرار نیازی نیست؟ چرا هست. مگر نوروز را خود مکرر نمی کنید؟ پس سخن از نوروز را ...
ادامه مطلب...
پلی بودم سخت وسرد گسترده به روی یک پرتگاه.این سو پاها و آن سو دست هایم را در زمین فرو برده بودم چنگ در گل انداخته بودم که پا برجا بمانم.دامن بالا پوشم در دو سو به دست باد پیچ و تاب می خورد. دراعماق پرتگاه آب سرد جویبار قزل آلا خروشان می گذشت.هیچ مسافری به آن ارتفاعات صعب العبور ...
ادامه مطلب...
درک هیچ اثری به اندازه ی اثر نمادین دشوار نیست. نماد همیشه از کسی که آن را بکار برده فراتر می رود و او را وادار می سازد بیش تر از آگاهی خود از فن بیان سخن گوید.در نتیجه قطعی ترین معانی در نظر گرفته شده برای یک نماد همیشه نشان دهنده ی نماد نیستند.بنابراین در بررسی یک اثر نمادین همیشه جریانهای پنهان به واسطه عقاید پیش پنداشته مورد غفلت واقع می شوند.در خصوص ....
ادامه مطلب...
هنگامی که آدمی در مقابل پسا کنش های محیط اطرافش قرار میگیرد.نا خواسته تن به واکنش هایی میدهد که مجموعه را به سوی تدوام بقای طرفین سوق داده ، تا وجود آرامش را در گوش یکدیگر زمزمه کنند.
این تمیلات ناخواسته که خبر از افول بشریت می دهد نا شی از بی خبری آدمیست و عدم توانایی درک تمایز موجود بین < تعاون> و <دیگر بوده گی>.(تعاون به معنای، راهی برای چینش افکار و هماهنگی آنان و دیگربوده گی به معنای فاصله از خویشتن و جستن آن در دیگری ).
این روی کرد اشتباه واقعیاتی بیگانه را شکل میدهد.واقعیاتی که از حقیقت خود ساخته ی انسان آگاه فاصله گرفته و در نهایت اوست که بیگانه تلقی می شود. دیوانه ای که صلاحیت رهبر گله را زیر سوال گرفته.و رهبرانی که از عقل های کوچکمان ( عقل هایی که در درون خود پرورده نشده اند و فقط تکثری هستند از تعدادی باورهای تحمیلی) در طول تاریخ شکل گرفته اند و زمام رهبری را به سوی با هم بوده گی و چریدن در چمن زاری مصنوع میکشند .
این داستان ، روایت دیوانگانیست که سکوت سینه یشان را به گنگ لب رسانده و خود بودن را فریاد میزنند و...
در جستجوی حقیقت واپاشانده میشوند
میان <واقعیت> و <رویا>
ادامه مطلب...
سه شنبه
چرا تلخ و بی حوصله؟
سه شنبه
چرا این همه فاصله
سه شنبه
چه سنگین!
چه سر سخت،فرسخ به فرسخ!
سه شنبه
خدا کوه را آفرید!
در گذشت قیصر امین پور تسلیت باد
خبرگزاري دانشجويان ايران-تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات
دوريس لسينگ - نويسندهي انگليسي متولد ايران - مسنترين برنده و يازدهمين زن برندهي جايزهي نوبل ادبيات است، كه براي نخستينبار نام ايران را به اين جايزه برد.
به گزارش بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران)ايسنا)، جايزهي نوبل ادبيات كه يكصدمين دورهي برگزارياش را پشت سر گذاشت، دوريس لسينگ 88ساله را بهعنوان يكصدوچهارمين برندهي خود در سال 2007 معرفي كرد.
آكادمي نوبل در سوئد كه لسينگ را انگليسي و متولد 1919 در كرمانشاه معرفي كرده است، روز پنجشنبه اعلام كرد، لسينگ حماسهسراي تجربهي زنانه است، كه با شور و اشتياق، شكورزي و دورانديشي يك تمدن از هم گسيخته را مورد بررسي دقيق قرار داده است...
ادامه مطلب...
نام کتاب:درباره رمان و داستان کوتاه
نویسنده:سامرست موام
مترجم:کاوه دهگان
ناشر:امیرکبیر
اگر می خواهید به رمان و داستان جور دیگری نگاه کنید و قدری حرفه ای تربا آن رابطه برقرار کنید، به شما کتاب درباره رمان و داستان کوتاه را پیشنهاد می کنم. کتاب، نوشته سامرست موام نویسنده و نقاد بزرگ معاصر انگلیسی است.این که نویسنده کتاب خود یک داستان نویس بزرگ است، یکی از مزیت های این کتاب است.مترجم کتاب آقای کاوه دهگان پیش از این کتاب "هنر چیست؟ " اثر تولستوی را ترجمه کرده است ودر واقع به دنبال آن است تا با ترجمه چنین کتاب هایی از نویسندگان بزرگ دنیا ،نظریه های مختلف در رابطه با کارکرد هنرو ادبیات را تشریح کند...
ادامه مطلب...
نام کتاب: در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند
نویسنده: میچ آلبوم
مترجم: پاملا یوخانیان
ناشر: انتشارات کاروان
« هر پایانی آغاز هم هست ، فقط در آن لحظه آن را نمی دانیم.»
«در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند» داستانی است که با «پایان» شروع می شود. داستانی است درمورد ....
ادامه مطلب...

عارف كه زندگي او سفر در جاده معرفت است در لحظه حال زندگي ميكند .ابن الوقت است و از ماضي و مستقبل بريده است . عارف وقت خود است و مترقب است تا نفحات را كه همان واردات لحظه هاست دريابد مانند آبي جاري در هر لحظه رود تر و تازه است .او در همه آنات فقط يك نگاه تازه است و ديگر هيچ .جان او سرشار از دريافت هاي ناب بدون شائبه گذشته هاست خالي از پيش داوري ها و دانش هاي موروثي .
ادامه مطلب...



